الشيخ عباس القمي

353

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

بازارها را ببستند و منبر او را شكستند و شاگردان او كه قريب به چهارصد نفر بودند ، دوات و قلم خود را شكستند و يك سال كامل عزاى او را گرفتند . « 1 » و نقل شده كه پدرش مادر او را كه جاريه بوده از پول حلال خريده بود و از كسب يد خود او را طعام مىداد و چون امام الحرمين را متولد كرد به او وصيت كرد كه شير ديگرى را به او مده كه شير در طفل اثر دارد . اتّفاقاً وقتى مادرش كسالتى داشت و آن طفل مىگريست ، يكى از زنان همسايه به حال او رقّت كرد و مقدارى شير به او داد . در اين حال پدرش وارد شد و چون بر خوردن او ، شير غير را اطلاع يافت همان وقت او را سرازير كرد و پيوسته دست به دلش كشيد تا آن شير را قى كرد و گفت : مردن طفل من آسان‌تر است بر من از فساد طبع او به شير غير . گويند : گاهى در حين مناظره ، فترتى براى امام الحرمين حاصل مىشد ، مىگفت : اين از بقيهء همان شير است . « 2 » فقير گويد : مسلّم است كه شير در طبيعت طفل خيلى اثر دارد و در كلمات جامعهء حكمتيه رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه « الرِضاعُ يُغيِّرُ الطِباع » . « 3 » در باب فصاحت و بلاغت حسن بصرى نقل شده كه مادرش خيره كنيز امّ سلمه ، زوجهء رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و گاهى كه خيره پى حاجتى مىرفت و حسن مىگريست ، امّ سلمه پستان خود را در دهان او مىگذاشت و او را مشغول مىساخت ، گاهى شير از پستانش بيرون مىآمد و حسن مىمكيد ، لاجرم گفتند : حكمت و فصاحت او از بركت پستان امّ سلمه بوده . « 4 » در حال شريكِ قاضى در غُرّهء ذى القعده دانستى كه لقمهء حرام نيز تأثير غريبى دارد .

--> ( 1 ) . وفيات الأعيان ، ج 3 ، ص 170 ، ش 378 « امام الحرمين » ؛ روضات الجنات ، ج 5 ، ص 166 ، ش 470 ( 2 ) . وفيات الأعيان ، ج 3 ، ص 169 . ( 3 ) . قرب الإسناد ، ص 93 ، ح 312 . از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده است . ( 4 ) . امالى سيّد مرتضى ، ج 1 ، ص 106 « استطراد لترجمة الحسن بن ابى الحسن البصري » .